کرامات امامزاده احمدابن محسن ع

baba-bozorg.jpg

کرامات امامزاده شاهزاده احمدابن محسن ابن امام زین العابدین ع

همزمان با راه اندازی سایت نگین نطنز برآن شدیم تا کرامات این بزرگوار را جمع آوری نماییم که بمرور بارگذاری خواهد شد.

در ابتدا نحوه ساخت و ساز این حرم شریف که خود جلوه دیگری از کرامات میباشد از زبان اولیای امور بازسازی آورده میشود.

از زایرین زیادی نقل های کرامتهای این بزرگوار سراغ میرود که در ابتدا از زبان مدیریت افتخاری آستانه که 17 سال پیش تا کنون مشغول خدمت به امامزاده و زائرین است میخوانیم  خلاصه آنچه که رخ داده است.

بسمه تعالی

سپاسگزارم از خداوند بزرگ که این توفیق نسبت به  پیگیری ساخت و ساز یک امامزاده که محل دفن یکی از ذریه پاک پیامبر بنام احمد بن محسن این امام زین العابدین (ع) با حمایت افراد خیر در محل روستای خفر که درشعاع  5 کیلومتری شهرستان نطنز قرار دارد  رادر مدت 16 سال گدشته  بطور شبانه روزی ،به اینجانب که فعلا  یک معلم بازنشسته ام عنایت فرمود . ساختمان این امامزاده قبلا از دو پوشش  داخلی و خارجی ساخت و ساز شده بود که پوشش داخلی آن حدودا هزار و یکصد سال قبل انجام گرفته بود و پوشش خارجی آن حدودا دویست سال قبل توسط اهالی روستا از آجرهای خشتی انجام شده بود .

 گنبد خارجی توسط یک تیرچوبی  ضخیم از راس خارجی به راس داخلی متصل بود و اطراف توسط بازوهای چوبی که این جرم که به شکل مخروط بود را نگه داری می کرد و مساخت داخل حرم قدیمی حدودا 30 متر مربع بود و بسیار مخروبه شده بود و هر آن  خطر فروریختن و ایجاد خسارت جبران ناپذیری برای اهالی روستا را می نمود که این گنبد در راس تپه قرار داشت و اطراف آن قبرستان  بود و برای تخریب آن بجهت قبور متعددی که وجود داشت از هیچگونه امکانات مکانیکی نمیتوانستیم استفاده کنیم .

در ابتدای تخریب تا پایان ساخت حرم از یک بنا ی با تجربه و آشنا به بناهای قدیمی به نام حاج حسن نقی و کمک بنا بنام محمد رضا نقی  استفاده شد هر چند مدت طولانی بدنبال دریافت مجوز تخریب بودیم و در نهایت با توجه به وخیم شدن بنا و ریزش قسمتی از آن با مساعدت آقای وطن خواه که آنوقت مسئول اوقاف شهرستان بود عملیات تخریب انجام شد

وبرادر خوبم حاج ولی الله سلیمی از تهران و اینجانب در منطقه پیگیر دریافت کمک های مردمی روستاییان مقیم تهران و ساکن منطقه شدیم و هیچ کمک دولتی یا نهادی بغیر از کمکهای مردم روستا و بعد افراد خیر منطقه نطنز در کار نبود  .

بودند افراد صالحی که حتی از عایدات کشاورزی سالانه خود یا پرورش دام کمکهای خوبی کردند که در اینجا میبایست از مرحوم حاج شکرالله سلیمی که عضو امنا هم بود یاد ببرم که خالصانه همراه بود.خدایش او را بیامرزد.

در ابتدای شروع کار اینجانب با مشکلات بزرگی مواجه شدم اولی قبوری که هنوز سال زیادی از عمرشان نگذشته بود و جسد آنها هنوز تازه بود و هیچگونه کند و کاری برایمان میسر نبود ودورتادور امامزاده  را احاطه کرده بود و وجود  سراشیبی تند.

شرایط قبل از شروع بگونه ای بود که  رفت و آمد به داخل امامزاده جهت زیارت واقعا خطرناک بود

و حتی حضور افراد محل در شب جمعه برای یک ساعت جهت نذورات برای اموات و نبود سرویس بهداشتی و نبود  حتی سایه ای و …  مشکلاتی را ایجاد میکرد در اطراف ساختمان تابوت چوبی همیشه در کنار دیوار تکیه زده بود . و اوضاع بکل نابسامان بود و فقط یک قبرستان در اینجا مشاهده میشد و بس .

حتی نه ابی و نه درختی و نه روشنایی وجود نداشت یک خادم زحمتکشی بنام حسین سید یان که اکنون در روستا سکونت دارد شبهای جمعه درب را باز می کرد و چراغ فانوسی که در داخل حرم بود را روشن میکرد و افراد برای زیارت به داخل حرم می رفتند .

 تخریب امامزاده در ابتدای سال 75 شروع کردیم

و نقشه آن از میراث فرهنگی پس از مشکلاتی که  ابتدا تائید نمی کردند توسط یکی از اهالی روستا که دردادگستری اصفهان بودند و با تلاش ایشان (حاج محمد علی فقیهی )پس از تائید در اختیار ما گذاشته شد .

بودند افرادی که به بازسازی روی خوش نشان ندادند و بعلت نبود چشم انداز روشنی از تامین منابع مالی  اشاره نمودند  ممکن است شما در این کار شکست بخورید و نتوانید در این کار موفق شوید
اما با توکل به خداوند بزرگ و کرامت این بزرگوار همراه با حاج ولی الله سلیمی  شروع به کار شدیم و سالی حدودا 9 ماه دو بنا و سه کارگر بدون اینکه یک ریالی بدهی داشته باشیم کار میکردند.

در ابتدای شروع کار یک انبار کوچک و یک چشمه توالت ساخته شد برای سیمان و دستشویی کارگران که بعدا تخریب شد.

و حتی برای تامین آب آشامیدنی آنان تعدای کوزه های سفالی خریده بودیم تا در گرمای طاقت فرسا آب خنک فراهم باشد.

اگر بخواهم کرامت امامزاده

رابرای شما ارائه دهم دراین مدت 16 سال بالغ بر هزار کرامت از خود نشان داده که در این بحث نمی گنجد ولی من آنچه دیده ام و از قدیم هم زبانزد بوده و نیز وجوهاتی که مردم از پس سئوال از اصل ماجرا عنوان داشته اند مطالب بسیار است.

یک نقلی که از قدیم سینه به سینه  انتقال  یافته  اینست که شاهزاده احمد یک جوان 22 ساله بوده و دراینجا دشمنان و ماموران حکومتی حنجره آن بزرگوار رامی برند و در روایات دیگر بدنش را قطعه قطعه می کنند .جسد تکه تکه شده آن در سبد می گذارند و در این محل دفن می نمایند .

 این امامزاده سریع الاجابه است.

و هر کس اگر با خلوص نیت و یقین کامل به ایشان متوسل شود خدا را گواه میگیرم که دست خالی برنخواهد گشت . آجر آجر و ستون ستون این بنا و سالن و بقیه اقدامات توسط نذرها و بعد حاجاتی که توسط متوسلین گرفته شده ساخته شده

و این حقیر مدیون کرامات این بزرگوار هستم و در هر مرحله که کار نزدیک بتوقف میرسید خود ایشان گره گشایی کرده است و ما کاره ای نبوده ایم.

امامزاده حتی جاده ای نداشت و از هر طرف تیغ و خار و خاشاک و سنگ و سوراخ زنبور مشاهده می شد . در نهایت بنای قدیمی تخریب و بنایی جدید بنا شد

و سالن اجتماعات هم ساختیم

دلمشغولی من آینه کاری و کاشیکاری و ضریحی مناسبتر بود چون قبلا یک ضریحی ساخته بودیم.

 پس از ساخت امامزاده و سالن اجتماعات و سرویس بهداشتی یک روز در اطراف امامزاده قدم می زدم که

  ناگهان یک نفر بسراغم آمد و گفتند یک شخص بزرگواری با شما کاری دارد . پس از مراجعت از دور سیمای روشن گونه ی آن فرد نظر این جانب را جلب نمود و به من گفتند

  برای کاشی کاری و آئینه کاری داخل امامزاده از طرف بنیاد خیریه امام حسن (ع) برنامه ای دارند و این بزرگترین آرزوی من بود که دائما از امامزاده چنین درخواستی را داشتم  و این در شرایطی بود که از لحاظ مالی بجهت محافظت گنبدازباران و برف زمستان دغدغه داشتم  .

آن عزیز همان سردار طلایی بود.

خوشحال شدم و این را هم از کرامت امامزاده میدانم که تا بحال کمک های زیادی که بطور مداوم ادامه داشته وحتی ضریح را ساخنتند  و هم اکنون هم بنده توفیق داشته ام که در خدمت ایشان برای برنامه های آینده باشم و افتخار ما اینست که اینک ایشان ریاست امنا هستند.

وتا بحال بیش از یک میلیارد تومان هزینه آئینه کاری و کاشی کاری و تعویض ضریح و سنگ کاری امامزاده توسط بنیاد و با هدایت سردارانجام گرفته .

با تمام مشکلاتی که گاها بوجود می آمد هیچوقت راه خستگی را به خود راه ندادم  و پشتیبانی معنوی و اجرایی بعض مسئولین وقت مشوق این راه بوده که در اینجا از

آقای خانی رئیس سابق اداره راه شهرستان نطنز که ازهیچگونه کمکی در مراحل خاکبرداری و ایجاد جاده امامزاده   سنگ تمام گذاشتند و همیشه همکاری وسیعی نسبت به این امامزاده داشتند و اکنون در هر جایی که از این مملکت اسلامی هستند موفق و پیروز باشند.

اکنون سکو های رفاهی برای زائران آماده شده که انشاالله با هدایت سردار طلایی و مساعدت  حاج عباس  ریخته  گران هر چه سریعتر سنگ فرش و مورد بهره برداری قرار میگیرد .

 

اگر کمکهای بنیاد و پیگیریهای سردار نبود شاید تا دهها سال دیگر هم به جایی که اکنون هستیم نمیرسیدیم.

 

همچنین لازم میدانم از شخص حاج عباس ریختگران که در این چند سال بکرات برای پیگیری و تسریع کارها به این امامزاده آمدند و موضوعات حتی ریز را مورد توجه  قرار میدهند از طرف امنا و همشهریان تشکر کنم.

و همچنین از حاج آقا ایزدان که آنوقت نماینده سردار  برای پیگیری کارها بودند .

ساخت سالن اجتماعات که در دو طبقه به مساحت 400 متر مربع ساخته شد بمدت 14 ماه بطول انجامید ساخت سفت کاری حرم بمدت دو سال از هزار تن مصالح از آهن و سیمان و ماسه می باشد مساحت داخل حرم 85 متر مربع ارتفاع داخلی حرم 5/14 متر ارتفاع بیرونی از راس حرم تا کف زمین 5/21 متر می باشد .

سرویس بهداشتی در ابتدا سه مردانه و سه تا زنانه بود و بعدا توسعه پیدا کرد.

پس از ساخت و سفت کاری یک زائر که صبحگاه ماه رمضان در حرم بود پس از پرسش اظهار نمودند کل سنگهای سرویسها را  از شیراز می فرستند که در اسرع وقت حدودا 13 کامیون سنگ ده بید درجه یک از طرف آقای نبوی زاده به امامزاده فرستاد که خود ایشان عنوان کردند حاجتی داشتند و آقا به ایشان عنایت نموده . بعدا مشغول سکو بندی قسمت جلو امامزاده بطرف روستا شدم که حدودا بالغ بر یکصد میلیون تومان هزینه شده

حدودا بیشتر از دویست کامیون سنگ لاشه ای توسط فرد خیر آقای عبدالهی به امامزاده ارسال نمود که ایشان هم از حاجت گرفته ها هستند . بعد یک سوئیت کامل ساخته شد که در اختیار خادم امامزاده قرار دادم وبعد یک انبار وسیع ساخته شد.

امامزاده در ابتدا حتی یک فرش هم نداشت

اما اکنون بالغ بر 500 میلیون تومان از فرش و لوازم برقی و امکانات مکانیکی دراطراف امامزاده موجود می باشد .

برق موقت 15 آمپر توسط سردار طلایی( مساعدت مالی بنیاد) تبدیل به یک ترانس صد کیلووات با انشعابات قوی شد که تمام هزینه آن را آقای ریختگران  پرداخت نمود .

یکی از مشکلات بزرگی که هم اکنون گریبان گیر است کمبود آب میباشد.

در این مدت چندین سال حدودا یکهزار درخت کاشته شده که از آب قطره ای تامین می شوند .وکمربند سبز دور امامزاده را بوجود می آورد.

اکنون امامزاده شمعی است که به مشتاقانش از سراسر کشور پرتوافشانی میکند و امامزاده ای که هیچ زائری نداشت شبانه روز دائما میزبان هزاران نفری است که  برای زیارت و استراحت به این محل پر معنویت تردد می نمایند میباشد

شبهای جمعه و شنبه  نماز جماعت  توسط امام جماعت این امامزاده یعنی حجت الاسلام حاج آقاعبدالکریمی برگزار می شود که به مسائل دینی و مسائل مذهبی افراد پاسخ داده میشود و در اول مغرب زائرین و مسئولین مملکتی که ازاین مسیر به شهرها و استانهای مختلف در حال ماموریت تردد دارند در نماز جماعت شرکت میکنند.

و در بعضی مواقع  امام جماعت از روحانیون با سابقه کشوری و استانی از قبیل آیت الله طباطبایی نژاد امام جمعه استان اصفهان و آیت الله ناصری و آیت الله رئیس پور معاون قضایی کشور و ائمه جماعت شهرهای دیگر و همچنین از آقای دانشمند  و حضور آقای سردار صفوی و همراهان در سال در چندین نوبت استفاده معنوی می شود.

حدودا پانزده سال قبل  هنگام شروع ساخت حرم در ابتدا اینجانب در عالم خواب یک جوان سید روحانی که شبیه به امام خامنه ای بود با یک دست طناب و اشاره کردند شروع کار را از اینجا انجام بده  و اینجا را مبنا کن.وبعدا یک نوار سبز در دست داشتند و به من دادند. این زمانی بود که ما در انجام تخریب و ایجاد ستونهای داخلی بجهت قبرهایی که جدید بود مشکل داشتیم و ایجاد تخریب از بقیه جهات خطرناک بود. شاید بعضی به این خوابها اعتقاد نداشته باشند

اما این حقیر با این خواب مشکلم برای ادامه کار حل شد و معمار ما شاهد است .

در این مدت 16 سال سه مرتبه تصمیم گرفتم انصراف از وظیفه خود بدهم .

که دیگر توان و قدرت این همه درگیری با این و آن را ندارم و در هر نوبت حوادثی داشتم و از کناره گیری منصرف  شدم.و در دفعه سوم بعد از مشکلات و سخت تر شدن کارها و انتقاد همسرم بر آن شدم  از ادامه کار منصرف شوم که در همان لحظه مواجه با یک حادثه رانندگی شدم و همان لحظه از تصمیمم برگشتم و اگر عنایت این آقا نبود کل خانواده الان در کنار این قبور دفن بودیم.

 

هفده سال قبل از شروع ساخت و ساز یکی از افرا خیر که کارخانه سنگی در شاه عبدالعظیم داشته از آن مسیر می گذشت با سختی و با پای پیاده به زیارت امامزاده می آید درب حرم بسته بود خیلی ناراحت می شود در سرازیری و شیب تند امامزاده همانطور که برای اهل محل گفته بود عنوان کرده من در خواست زیارت کردم ولی آقا درب منزل شما بسته بود همین که مجددا جهت خود را به طرف امامزاده بر میگرداند درب حرم امامزاده باز میشود . مجددا برگشت و داخل حرم می شود و بعدا در روستای اهالی اعلام می کند که شما هر سنگی بخواهید من سنگ امامزاده را تامین می کنم .

در زمان سردار کاشی یکی از سواران در میدان که شتر ها می بستند از اسب پائین می آید ونزد یکی از اهالی روستا به نام مصطفی طاهری  (که اکنون نوه ایشان حاج امیر طاهری از خادمین افتخاری و کمک زیادی درامورامامزاده نموده است)اصل و نسب امامزاده را می پرسد بعد از جواب  یک بی احترامی  زشتی به امامزاده میکند و پس از زمان کوتاهی از پای در می آید و جنازه آن را روی شتر بسته و از همین مسیر می گذرانند . آری این اعتقاد  ما مردم این منطقه است و با این اعتقاد است که زندگی میکنیم و با همین اعتقاد به ائمه و منسوبین بزرگوارشان میمیریم

حدودا چهار سال قبل یک جوان سرطانی که از شدت مریضی قادر به ایستادن نبودرا با برانکارد در ابتدای شب در حرم آوردند صبح که می شود اقوام مراجعت می کنند همین که داخل حرم میشوند می بینند که طرف مشغول عبادت است از ایشان نسبت به بهبودی سئوال می شود ایشان جواب می دهد موقعی که شما رفتید بعد از مدتی جوانی سفید روی بسراغم آمد دو دستم را گرفت و در کنار خود قرار داد و میوه ای بمن داد و که خوردم و بعد دستور داد که بلند شو نماز بخوانیم جواب دادم که نمی توانم آن جوان اصرار کرد دستم را گرفت بلندم کرد و در کنار هم مشغول بنماز خواندن شدیم درپابان نماز کسی را ندیدم .

پنج سال قبل یکی از برادران خلبان که در نیاوران سکونت داشت و متولد باغ بهادران اصفهان بود در کنار امامزاده شروع به صحبت بود و برادر قاسمی که از حافظین قرآن است و در کانال پنج  خدمت می کرد حاضر در این جلسه بود . متذکر شد من سرطان مثانه داشتم و تمام دکترها جواب رد دادند بعد در محضر این امامزاده آمدم و مقدار آب این آبسردکن را بعنوان شفا خوردم و در کنار ضریح متوسل شدم روز بعد که به آزمایشگاه اصفهان جهت آزمایش اعزام شدم جواب آزمایش هیچگونه علائمی را نشان نمی داد من مدیون این امامزاده هستم .

تعداد بسیار از این منطقه و حتی از اصفهان آمدند و گفتند اولاد دار نمی شدند و با توسل به این امامزاده فرزند دار شده اند . آمار حاجت گرفته ها آنقدر زیاد است که برخی را بکلی فراموش کرده ام اما اکثر آنان شماره های تماس خود را به من داده اند که انشاء الله آگر عمری باقی باشد تمامی  کرامات  را مستند جمع آوری خواهم کرد .

کمک بنایی داشتم 14 سال اولاد دار نمی شد یک روز به ایشان گفتم یک چراغ که اکنون در راس حرم قرار دارد را در شب تولد حضرت فاطمه سلام علیها نصب نماید ایشان گفت اگر انعام بدهی این کار را انجام خواهم داد گفتم از امامزاده بخواه آنکه 14 سال آرزوی آن را می کنی عنایت کند. بعد از مدتی شیرینی در کنار حرم پخش می نمود گفتم چه خبر؟ گفت صاحب اولاد شدم گفتم علت چه بود گفت آزمایش داده در مطب دکتر انصاری کاشان گفت امکان ندارد باید عمل می کردی گفتم به امامزاده متوسل شدم گفت همان جا که رفتی برو و از جانب من هم زیارت کن . اکنون فرزند دخترش 13 ساله است و هر ساله گوشواره یا ربع سکه ای سالروز تولد آن فرزند به امامزاده اهدا می نماید.

هشت سال قبل یک اتوبوس دانشجویی در اتوبان قم تصادف نمود و تعدادی زیادی از دانشجویان کشته و زخمی شدند پدر یکی از این دانشجویان قبلا به این امامزاده ارادت خاصی داشت وقتی خبر تصادف دخترش به اطلاع او می رسانند همان موقع متوسل به این امامزاده می شود و می گوید من دخترم را از شما می خواهم تنها کسی که در میان دانشجویان سالم می ماند و هیچگونه زخم و جراحتی به وی وارد نمی شود آن دختر بود پدر و مادر دختر دانشجو به امامزاده جهت تشکر آمدند و نذورات خود را تحویل دادند .

روزی جوانی یک گردنبند طلا آورد و در اختیار من گذاشت .من گردن بند را در داخل ضریح کنار مرقد گذاشتم بعد فروخته شد و هزینه ساخت ساز امامزاده شد . سال بعد همین که مشغول زیارت بودم آن جوان که پسری در بغل داشت به من اشاره کرد شما مرا می شناسید جواب دادم خیر. گفت من همان جوانی بودم که چند سال قبل گردن بند طلا را به شما دادم. گفتم مراد شما چه بود. گفت چند سال اولاد دار نمی شدیم خداوند عنایت فرمود از آن روز به بعد این فرزند را به من عطا نمود.

شبی ساعت 11 شب در جوار حرم ایستاده بودم یک پدر و پسر درخواست کمک در ساخت و ساز امامزاده داشتند گفتم چه مبلغی می خواهید کمک کنید؟گفت پانصد هزار تومان گفتم به جای پول دو فرش برای سالن امامزاده بیاورید . بعد از چند روز زنگ زد که فرش کامل سالن را میدهم . ایشان مبلغ سه میلیون و نیم  پرداخت نمود به نام آقای نصراصفهانی که اسم ایشان در کنار فرشها ثبت شده گفتم مراد شما چه بود ؟گفت یک نفر کلاه بردار 2 میلیارد پول مرا خورده بود و فرزندم قطع نخاع بود در مرحله اول که به دادگستری رفتیم طرف سریع اعتراف و پول مرا پرداخت کرد و عمل فرزندم حدودا 80%با موفقیت انجام گرفت.

موارد آنقدر بیشمار است که در این بحث نمیگنجد...

خادم افتخاری امامزاده

رضا ابراهیمی

جنب اتوبان کاشان-اصفهان ، 7 کیلومتری نطنز، امامزاده احمدبن محسن بن امام زین العابدین (ع)

پیامک:5000203052

طراحی و پیاده سازی: کانون خادمین آفتاب چهارم